... بسلامت ...
-
تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 0:21
خیلی دلم میخواد به یه نفر بگم بسلامتتتتتتت ...
تنهایی نیمه شب
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 1:40
عمق تنهایی نیمه شب از هر لحظه ای بیشتره. خاطره ها، تنهایی ها، افسردگی و بیهودگی ها همشون با هم یه جا سرت آوار میشه و توی 30 سالگی تازه به خودت میای و میگی کجای این زندگیم؟ یه جای بیهوده که فقط نفس میکشی و خوراکی میخوری به دلیل زنده بودن و موندن... و توی بیهودگی ها و روزمرگی ها غرق میشی ... چه راهی ه...
... بعد اون اتفاق چی میشه! ...
-
تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:48
کسی که توی زندگی متاهلی به بن بست میخوره وسط درگیریا و دعواهای زن و شوهری از کوچیکش بگیر تا اون بزرگ بزرگش که آدمو به ته خط میرسونه، یه گوشه ذهن همیشه کلمه طلاق هست و یه هاله ترس و وحشت سیاه دورشو گرف
... حس عجیب این لحظه ...
-
تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:48
دارم بعد از حدود 8 سال با دوستم میرم اونجا ... دانشگاه ...جایی که واسم پر از خاطرات خوب و بده ...پر از لحظه های عاشقی ... عشق جوونی ... عشق اول ... دیوونگیام ... عاشقیام... دل شکستنام... چقدر لحظه های
... روز پدر ...
-
تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:48
پدر یعنی تکیه گاه یعنی زحمت کشیدن یعنی حامی ... و خیلی معنیای خوب دیگه ...ولی واسه ما همش اینجوری نبود...زحمت کشیاشون بیشتر از همه بود و ممنونشیم.ولی نه ارامشی بود و نه دلخوشی...برای ما دعوا و کتک و خ
... 5 ...
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:59
سلام دنیای مخفی مجازیم خوبم، خوب نیستم! نمیدونم ... یه جایی وسطاشم ... یه ثانیه خوب یه ثانیه پریشون... و چقدر این حالم آشناست ... حال روزهای دور... یادگاری یه حضور دور... دوستش ندارم ای حال رو میگم...
... 6 ...
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:59
http://.....dd.blogfa.comنمیدونم چرا این لعنتی پاک نمیشه ... گذاشتیش آینه دقم بشه ... هرازگاهی میرم و دروغاتو میخونم ... نمیدونم واقعا چرا ... چرا اومدی چرا رفتی چرا اصلا بودی آخه من که کاری بهت نداشت
... 9... جنون ...
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:59
کاش میشد چن روزی آدم خودشو میزد به جنون و دیوونگی میرفت تو تیمارستان یکم آروم میشد برمیگشت تا فکر نکنه فقط خودش خوله الان همچی حسی مسخره ای دارم...کاش می خوابیدم بیدار میشدم میدیدم خود بخود درست شده این وضعیت...دوسش ندارم ...نه حالمو نه اتفاقارو نه ...هیچی
... دلم آشوبه ...
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:59
دلم بیقراره نمیتونم این شرایط رو تحمل کنم کاش زودتر میگذشت ... کاش آروم میشدم.... هزارتا توجیح و توضیح ... بازم آروم نیستم باور ندارم کاش میشد زودتر تموم میشد ....کابوس بدیه ....خستم ....
... تزلزلات نیمه وقت و تمام وقت و گهگاهی ...
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:59
متزلزلم ... وجودم، حسم، زندگیم، شادی و ناراحتیم، عصبانیتم، اصلا انگار کل داستان بودنم متزلزل شده...دچار یک بی هدفی و پوچی عجیبم ...نمیدونم دلم میخواد چی بشه یا چی نشه...فکرم کار نمیکنه...خوبه؟شاید، بد